اسکلت هایی که در ساحل می دوند!

مرگ تدریجی آهوهای جزیره هرمز، موضوعی تلخ برای هنرمندی است که با خلق آثار هنری و برگزاری نمایشگاهی در گالری اعتماد، این روزها در کوشش است تا این درد را به نوعی با مخاطبانش شریک گردد.

اسکلت هایی که در ساحل می دوند!

نمایشگاه عکس و مجسمه عزای عمومی از علیرضا معتمدیان از 9 آذر ماه در گالری اعتماد در حال برگزاری است و تا تاریخ 11 دی ماه برپا خواهد بود.

در این بخش می توانید فیلمی را از نمایشگاه عزای عمومی مشاهده کنید:

و اما در ادامه گزارش خبرنگار خبرنگاران از این نمایشگاه را می خوانید:

در بدو ورود به نمایشگاه، فضای سفید آمیخته با رنگ های مشکی و طلایی، بیش از همه به چشم می خورد و کوشش دارد بعدی معنوی را به مخاطبش القا کند؛ سفید به رنگ کفن و سیاه به رنگ عزا. اما طلایی؛ می توان گفت که این رنگ نمادی از ایزد و معنویت است.

در قدم دوم، پس از مواجهه و خو دریافت با رنگ فضا، آثار موجود در گالری است که توجه مخاطب را به خود جلب می نماید. مجسمه هایی از اسکلت آهو و تابلوهای عکس با همین حال و هوا. اسکلت های آهو به رنگ طلایی، در بین تابلوهای عکس دیده می شوند و درواقع مکمل تابلوها هستند.

نمایشگاهِ عزای عمومی همان طور که از نامش برمی آید، حسی قوی از مرگ و سوگواری را به تماشاگرش منتقل می نماید؛ درواقع حسی از مرگ طبیعت یا مرگ آهوها.

بخشی از دلایل القای این حس، به واسطه اسکلت هایی است که همه جا دیده می شود و البته در تابلوها هم تصاویری را می بینیم از افرادی کفن که به تن نموده و اسکلت های آهوها در اطراف آنها به وفور دیده می شود؛ گویی هنرمند قصد داشته با این تصویرها مرگ آهوها را همانند مرگ خود انسان ها بداند و یا از طرفی قصد داشته زندگی انسان و طبیعت را به یکدیگر پیوند بزند و بگوید که انسان و طبیعت دو عنصر جدایی ناپذیر هستند و زندگی آنها بدون یکدیگر ممکن نیست.

در بخش دیگری از نمایشگاه، اسکلت آهوها را می بینیم که در دشت جزیره هرمز در حال دویدن هستند. چنین تصاویری همانند خیال و وهم است و می تواند بیانگر این حسرت باشد که دیگر در هرمز آهویی نیست و زندگی این حیوانات رو به انتها است.

به نظر می آید هنرمند قصد داشته با این تصاویر زنگ خطری را برای انسان ها نسبت به زندگی این حیوانات به صدا درآورد و یک جنایت انسانی را به تصویر بکشد بلکه کسی به حال این آفریده های خداوند فکری کند.

صدای اعتراض هنرمند در سراسر آثارش دیده می شود؛ فریادی بلند که فاجعه ای را در برابر چشمانمان قرار می دهد و در این راه تمام کوششش را می نماید تا با او همذات پنداری کنیم.

علیرضا معماریانی که برای ساخت این آثار یک سال زمان گذاشته است، در گفت وگویی با خبرنگاران درباره ایده کار خود و هدفش از ساخت این آثار چنین می گوید: آغاز ایده نمایشگاه عزای عمومی با مرگ آهوها بود. این آهوها به دلایل مختلف به صورت دسته جمعی می مردند و هیچ کس نیز به مرگ آنها توجه نمی کرد. یکی از مهم ترین و عمده ترین دلیل مرگ این حیوانات که در کل ایران نیز فراگیر است و تنها مختص به هرمز نیست، به مسائل ابتدایی فرهنگی مردم برمی شود. چراکه مردم هنوز نمی دانند که نباید زباله خود را در طبیعت رها نمایند و این کارشان می تواند منجر به بیمار شدن حیوانات و در نهایت مرگ آنها شود.

او ادامه می دهد: از طرفی این جزیره به طور کلی یک منطقه محروم است ولی طی سال های اخیر به سبب زیبایی هایی که دارد شناخته شده و توریست ها از نقاط مختلف به این جزیره می روند. به گونه ای که ممکن است در یک روز تعطیل حدود 4 تا 5 هزار نفر وارد این جزیره شوند در حالی که تعداد جمعیت خود این جزیره 6 هزار نفر است. قطعا این تعداد بالای جمعیت توریست می تواند باعث فراوری زباله های بسیار شود و این امر، مرگ حیوانات و طبیعت را رقم می زند.

معماریانی درباره دلیل دیگر مرگ آهوها در جزیره هرمز می گوید: افزایش ساختمان سازی غیرمتعارف در جزیره هرمز یکی دیگر از دلایل مرگ این حیوانات است؛ چراکه سیستم شهرسازی و امکانات اولیه لازم برای افزایش جمعیت در این جزیره درست و اصولی نیست.

او ادامه می دهد: این قبیل از مسائل فرهنگی تنها مختص به جزیره هرمز نیست بلکه در کل کشور به چشم می خورد چراکه آنقدر درگیر مسائل و مسائل اقتصادی شده ایم که فرهنگ را فراموش نموده و حتی فرهنگ ما در حال نابودی است.

اسکلت ها واقعی هستند

این هنرمند درباره ساخت مجسمه های نمایشگاه عزای عمومی می گوید: در پی مرگ این حیوانات از تاریخ اسفند 95 تا اردیبهشت 96 حدود 28 تا آهوی مرده پیدا کردم. تمام اسکلت هایی که در عکس ها دیده می شود واقعی هستند. در واقع آغاز ماجرا محیط زیستی بود. بعضی از جنازه ها که قدیمی تر بودند به دلیل ماندن در فضای باز تجزیه شده بودند و استخوان جنازه هایی که تازه تر بودند را خودم جدا و تمیز کردم. مونتاژ اسکلت آهوها حدود سه ماه طول کشید که در نهایت یک گله آهو به وجود آوردم.

مرگ طبیعت، مرگ انسان هاست

او در ادامه بیان می نماید که کار او اعتراض به مرگ محیط زیست است و شرح داد: عقیده دارم که مرگ این حیوانات، مرگ انسان هاست. به همین دلیل لشکر مرگ آهوها را از دل طبیعت به دل انسان ها رساندم و آنها را با یکدیگر به نمایش گذاشتم.

معماریانی تصریح می نماید: در این پروژه مجسمه ها را به رنگ طلایی درآوردم چراکه این رنگ حالت معنوی تری را داراست و از طرفی نیز قصد داشتم این کار را با یک حالت معنوی پیش ببرم. در ادامه آغاز کردم به شخصیت پردازی کردن. برای نمونه عزراییل اولین چیزی بود که به ذهنم رسید. عزراییل در بیشتر فرهنگ های جهان نشانه ای از مرگ است و بهترین چیزی که برای این شخصیت به نظرم رسید، کفن بود.

او ادامه می دهد: اصولا با خاک متبرک برروی کفن جوشن کبیر می نویسند. اگر به این خاک نگاه کنید می بینید که طلایی است و این رنگ با دیگر بخش های کارم نیز هم خوانی داشت. همچنین یکی دیگر از شاخصه های عزراییل این است که ساز می زند، انگار که یک لشکر از مرده ها را فرا می خواند.

مرزی برای انجام کار هنری قائل نیستم

علیرضا معماریانی درباره بعد اعتراضی و اجتماعی آثار خود می گوید: من فکر می کنم که قبل از هر چیزی یک هنرمند هستم و دوست دارم کار در شاخه های مختلف را تجربه کنم. درواقع در طی دوران کاری ام از عکاسی به مجسمه رسیدم و تا زمانی که بدانم از پس یک کار برمی آیم آن را انجام خواهم داد.

این هنرمند ادامه می دهد: برای انجام هر پروژه کاری مدت زیادی را برای آن صرف می کنم. درواقع با هر موضوع و ایده زندگی می کنم چراکه آن ها را از محیط اطرافم دریافت می کنم و تجربه زیست من هستند. من می توانم ذهنم را درگیر یک سری مسائل انتزاعی شخصی کنم و در نهایت به یک آفرینش برسم. ولی معتقدم که جامعه ما در حال حاضر به پرداختن به اصل های اجتماعی و فرهنگی احتیاج دارد. درواقع زمانی که من در جزیره ای زندگی می کنم که مرگ و میر به این شدت در آن در حال اتفاق است و کمتر کسی به آن توجه نشان می دهد، نمی توانم به آن بی توجه باشم. پس درگیر آن موضوع می شوم و سعی می کنم توجه و اعتراض خودم را نسبت به آن معضل اجتماعی و فرهنگی علاوه بر واکنش های بیرونی ام در آثارم نیز نشان دهم.

او در انتها بیان می نماید که موضوعات کارهای هنری خود را از محیط اطرافش الهام می گیرد.

معماریانی در رشته طراحی صنعتی تحصیل نموده و مجسمه های این نمایشگاه اولین کار مجسمه سازی او هستند. علاقه اصلی او به انجام کار هنری در حوزه سینماست و در این حوزه نیز فعالیت نموده است.

خبرنگاران ـ نگار ذکایی

منبع: خبرگزاری ایسنا

به "اسکلت هایی که در ساحل می دوند!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "اسکلت هایی که در ساحل می دوند!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید